پرويز اذكائى
14
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
شرقى مىباشد . تداول خطّ آرامى و انديشهنگارهاى آن در گويشهاى فارسى ميانه ، همانا مهمترين نتيجهء كاربرد عملى آن در ديوانخانههاى هخامنشى بوده است . البتّه گواهى در دست نيست كه خطّ آرامى از براى نوشتن فارسى باستان هم طى دورهء هخامنشى به كار آمده باشد ، ولى شمارى از كلمات ايرانى و اسامى شخصى در متون آرامى يافته مىشود ؛ واژههاى ايرانى با علائم آرامى تركيب شده ، انديشه نگاشتهها نيز مشهود است . خلاصه آنكه برخى از اينگونه نبشتهها چنين حدسى را قوّت بخشيده كه نوشتار فارسى باستان هم به خطّ آرامى بر پاپيروس ، چرم ، چوب ، و جز اينها معمول بوده است . روش عادى كتابت كه براثر آرامىنگارى از عهد هخامنشى بين دولتهاى جاىنشين آن - پارتيان ، خوارزميان ، سغديان - رواج گرفت ، تدريجا به صورت خطّ پهلوى معيارى درآمد ، انديشه نگارههاى آرامى و كلمات ايرانى در كنار هم كاربرد يافت . اقتباس زبان و خطّ آرامى توسّط فرمانروايان هخامنشى ، بايد انتخابى عملى و طبيعى تلقّى شود . زيرا سادهترين خطّ دسترس ايشان بوده ، كه در واقع در سراسر بخش غربى امپراتورى و شايد هم در مادستان كاربرد داشته ، بسا كه كوروش كبير خود پيش از فتح بابل اهميّت آن را دريافته است . استعمال بسيارى از اصطلاحات فارسى باستان در متون آرامى فهم آن زبان را آسان مىكرده است ؛ مثلا اصطلاح « مفارش » در اين خصوص ، مذكور در كتاب عزرا ( 4 ، 18 ) درست معادل اصطلاح « هزوارش » ايرانى است . بايد گفت كه يكى از اسباب پيدايى هزوارشهاى فارسى ميانه را هم در طريقهء خواندن نوشتههاى آرامى دانستهاند ، كه دبيران ايران باستان ناگزير بودند متنها و تقريرهاى پارسى يا به زبان هريك از ايالات امپراتورى را يكسره به آرامى ترجمه و تحرير كنند . بدينسان ، شاهان هخامنشى با اتخاذ خطّ و زبان آرامى كه بين ملل تابعهء امپراتورى مشترك بود ، مسألهء اختلاف السنهء اقوام داراى فرهنگهاى گوناگون را حلّ كرده بودند « 1 »
--> ( 1 ) . مجلهء دانشكدهء ادبيات ( دانشگاه تهران ) ، 10 ، 2 و 3 ، ص 175 - 177 ، 201 - 202 . The cambridge history of Iran , vol . 2 , pp . 707 - 712 . /